كي مياي بيرون ... ؟!
برچسب:
نویسنده: نیکا یزدانی
تويه هر حالتي به اين چشم ها نگاه كني ديگه فقط نگاه ميكني
٢ تاشون رفتن
بقيشون هستن
خدايااااا اين چشم هارو از من نگير ( الهي آمين ... )
برچسب:
نویسنده: نیکا یزدانی
كاشكي, رو طاقچه ي دلت اينه و شمدون ميشد,م
توو دشت ابري چشات يه قطره بارون ميشدم ....
دعا برا همديگه يادتون نره
مخصوصا فرنام ....
برچسب:
نویسنده: نیکا یزدانی
چرا بايد اين همه شوق وذوق داشت براي سال نو ...
آيا خوشحالي براي تباهي زمان زندگيمون روي اين كره ي خاكي لعنتي اينقدر جذابه ؟!
هيچ وقت نتونستم درك كنم كه مَردُم براي اينكه يك تايم از زندگيشون بگذره و به فنا نزديك تر بِشَن خوشحالن ! :)
+ راستي تولد امام نزديكه ... كيا يادشونه ؟! ( هركي بگه جايزه داره )
+ البته تولد يكيم ١ ام بود كه گذشت .... :)
برچسب:
نویسنده: نیکا یزدانی
ميخوام ببينم اولين, شب جمعه ي سال جديد رو چند مرده حلاجيد ^__^
اونا كه مثله من حلاجن، معلومه حسابي مردن، بقيه هم اميدوارم راه امامشونو پيش بگيرن
برچسب:
نویسنده: نیکا یزدانی
شايد اين چيزيه كه رو پيشونيه ما نوشتن " هميشه در عذاب "
فكر كنم بتونه واقعا معنيشو برسونه روز و روزگار منو
اينكه كسي نباشه كه دركت كنه، كسي نباشه كه تحمل شنيدنت غرهات رو بيشتر از يه روز داشته باشه، اينكه وقتي بهش اميد ميدي باهات هم زبون بشه تا ارزش پيدا كني، بيرون رفتي سرت نزنه و اسمش نشه واقعيت، تويه زندگيت نوري نباشه
خيلي سخته
١١ من سوخت و رفت مثل خودم
برچسب:
نویسنده: نیکا یزدانی
برچسب:
نویسنده: نیکا یزدانی
بدجور تویه این زندگی لعنتی گیر افتادم که نمیدونم سرشو بگیرم یا تهشو !! هر کدوم رو میگیرم اون یکی وا میره : )
+ راستی :-/ 12 مرداد چه خبر بوده تو وبم که این همه بازدید داشته !! اونا که میخونن اعلام حضور کنن بد نیست ...
برچسب:
نویسنده: نیکا یزدانی
برچسب:
نویسنده: نیکا یزدانی
بدانيد و اگاه باشيد
اين خاموش بودن و اثري نذاشتن از خودتون اون دنيا جواب باس پس بديد
^____^
برچسب:
نویسنده: نیکا یزدانی